ادامه مطلب...
تفاوت را احساس کنید !!!!!!!!!!!!!
وقتی مشکی مد باشه خوبه![]()
وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه![]()
وقتی رنگ عشقه خوبه!![]()
وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه!![]()
وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!![]()
اما![]()
وقتی رنگ چادر من مشکی شد
بد شد!![]()
افسردگی می آورد!![]()
دنبال حدیث و روایت می گردند![]()
که رنگ مشکی مکروهه!![]()
مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد!!!![]()
من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی![]()
و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!![]()
چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!![]()
دوست دارم چادر مد شود![]()
مشکی رنگ عشق باشد![]()
عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه![]()
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد .
منبع: وبلاگ پسرك چوپان
